تبليغاتX
! خوش آمدید! ***** خوش آمدید !بازدیدکنندگان عزیز لطفا در نظر سنجی های ما شرکت کنید ايرانپارسی
 دانلود کلیپ تهی و شروین با اجرایی متفاوت و مسخره از دوجوان
"به نام خدا"

سلام

این هم کلیپی است ابتکاری از  دو جوان که  کلیپ راست می گن تهی و شروین را مسخره کردن!

                                       دانلود

نوشته شده توسط فواد.د در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 | موضوع: دانلود جدیدترین و بهترین کلیپ ها برای موبایل
 راه های پیشگیری از بیماری سنگ کلیه
"به نام خدا"

راه های پیشگیری از بیماری سنگ کلیه

حتی شما هم در معرض خطرید

از هر 10 نفر مبتلا به سنگ كلیه حاد یك نفر، زمانی به این عارضه مبتلا می شود كه یك ناهمگونی شیمیایی سبب می شود تا مواد معدنی و پروتئین ها در ادرار شروع به كریستال شدن كنند. سنگها ممكن است صاف یا زبر و خشن ، به كوچكی یك دانه و یا به حدی بزرگ باشند كه باعث درد شوند. شما ممكن است سنگ های كوچك خود را توسط ادرار بدون این كه متوجه شوید دفع نمایید. ولی سنگ های بزرگ تر باعث دردهای شدیدی در هنگام عبور از لوله متصل كننده مثانه و كلیه می شوند، و حتی گاهی ممكن است در این لوله گیر كنند كه در این حالت جریان ادرار را مسدود می نمایند.

اكثر سنگ های كلیه از وجود مقدار زیاد كلسیم در كلیه ایجاد می شوند. (البته این موضوع به میزان كلسیم موجود در رژیم غذایی بستگی دارد). انواع كمیاب تری از سنگها هستند كه توسط عفونت های ادراری یا وجود بیش از حد اسید اوریك در ادرار حاصل می شوند. محققان نوع بسیار كوچكی از باكتری را كشف كرده اند كه در كلیه بعضی افراد زندگی می كند و در شكل دهی سنگها نقش مهمی دارد.

رژیم غذایی برای جلوگیری از برگشت سنگ كلیه

استفاده از مایعات:

- برای رقیق كردن ادرار و شستن و دفع كردن سنگها روزانه 2 تا 3 لیتر آب بنوشید.

پرهیز از نمك ترشك زیاد (oxalate) :

- از دكتر سئوال كنید كه آیا شما به محدود كردن خود در مورد خوردن غذاهای اُگزالات دار كه در ایجاد سنگ كلیه نقشی دارند نیاز دارید یا خیر. چند نمونه از غذاهای اُگزالات دار شامل قهوه، چغندر، شكلات ، بادام ، اسفناج، ریواس، نوشابه های گازدار، توت فرنگی، چای و سبوس گندم می باشند.

از خوردن آب انگور بپرهیزید:

- كسی نمی داند چرا ، ولی به هر حال خوردن آب انگور خطر ابتلا به سنگ كلیه را در افرادی كه استعداد آن را دارند تا 44% افزایش می دهد.

از سبزیجات متشكر باشید:

- یك محقق ایتالیایی كشف كرده است كه استفاده زیاد از سبزیجات خطر ابتلا به سنگ كلیه را كاهش می دهد.

اسید اوریك را كنترل كنید.

- اگر به سنگ كلیه ناشی از اسید اوریك مبتلا هستید گوشت، ماهی و مرغ كمتری بخورید گوشت حیوانات میزان اسید اوریك ادرار شما را بالا می برد.

موارد درمانی

- در مورد عفونت های ادراری ، فعالیت زیاد غده پاراتیروئید، نقرس و یا موارد دیگر كه باعث به وجودآمدن سنگ كلیه می شوند سریعاً اقدام نمایید.

- از به وجودآمدن سنگ جدید جلوگیری كنید. از طریق یك صافی ادرار كنید تا بتوانید سنگ ها را بگیرید سپس آنها را برای دكتر خود ببرید تا تركیبات آن را آنالیز كند ، زیرا داروهای مورد نیاز شما به تركیبات این سنگ ها بستگی دارد. مثلاً داروهای پیشاب آور با كم كردن میزان كلسیم رها شده توسط كلیه به ادرار،از به وجود آمدن سنگ كلیه مربوط به كلسیم جلوگیری می كنند. فسفات سدیم، كلسیم را در روده جمع آوری می كند . در نتیجه از ورود آن به ادرار و به وجود آمدن سنگ كلیه جلوگیری می كند. سیترات پتاسیم میزان سیترات را ( كه یك نمك جلوگیری كننده از شكل گرفتن سنگ كلیه كلسیمی است ) در ادرار بالا می برد. سیترات پتاسیم همچنین با كم كردن میزان اسیدیته ادرار از سنگ های اسید اوریك نیز جلوگیری می كند. Allopurinol( یك نوع دارو ) میزان اسید اوریك را در افرادی كه سنگ كلیه اسیدی دارند كم می كند و احتمالاً از به وجود آمدن سنگ های كلسیمی نیز پیشگیری می كند.

بهداشت طبیعی

توجه به گیاهان جوشاندنی

این گیاهان جریان خون به كلیه ها و در نتیجه حجم ادرار را افزایش می دهند و به این ترتیب باكتری ها را دفع كرده و كلسیم و نمك جوهر ترشكOxalate)) را رقیق می كنند. آنها عفونت های ادراری را از بین برده و همچنین به جلوگیری از تشكیل سنگ كلیه نیز كمك می كنند. چای را با برگ هایgoldenrod( گیاهی با گل های كوچك زرد ) ، جعفری و ریشه جو و...دم كنید.

نوشته شده توسط فواد.د در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 | موضوع: علمی
 بیوگرافی حمید عسکری
"به نام خدا"

حمید عسکری

بیوگرافی حمید عسکری

حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .
ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .

نوشته شده توسط فواد.د در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 | موضوع: زندگینامه ی خوانندگان
 گلزار و شهرام کی
"به نام خدا"

این هم عکس یادگاری شهرام کاشانی(کی) خواننده ی لس آنجلسی با گلزار

گلزار و شهرام کی

نوشته شده توسط فواد.د در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 | موضوع: عکس های ناب و کمیاب از بازیگران و خوانندگان
 من برگشتم
"به نام خدا"

سلام از آخرین باری که مطلب نوشتم حدود ۶ ماه می گذرد.

در این مدت ایرانپارسی اصلا اپ نشده!

دوستان قصد دارم در ایرانپارسی تحول عظیمی ایجاد کنم. یعنی ایرانپارسی ۸۷ با ایرانپارسی ۸۶ از زمین تا آسمان فرق کند. و مهمترین هدفم هم جلب رضایت بازدیدکنندگان عزیز است.

پس از این به بعد سعی کنید حداقل روزی یکبار به ایرانپارسی مراجعه کنید.

پشیمان نمی شوید!

ممنون

نوشته شده توسط فواد.د در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 | موضوع: دست نوشته های من (خیلی جالب)
 موفقیت ایرانپارسی در سال 86
به نام خدا

دوستان عزیزم سلام

امسال هم تموم شد حالا برای بعضی ها خوب و برای بعضی ها بد!

اگر بخواهم روراست باشم باید بگم امسال برای ایرانپارسی رویایی به پایان رسید. از چه جهت عرض می کنم.

۲۰۰۰۰ بازدید

آن هایی که وبلاگ دارند خوب می دونند این یعنی چی. این آمار طی یک سال برای وبلاگی که به طور منظم هم آپ نمی شد یعنی یک آمار رویایی و قابل قبول!

نکته ی دیگر اینه که من نظر سنجی برای کیفیت مطالب ایرانپاری راه انداختم که شروع راه اندازی آن از تاریخ ۱/۱/۸۶ بود. امروز تاریخ یکساله ای که خودم برای این نظر سنجی گذاشته بودم به ژایان رسید پس خوب به این آمار نگاه کنید.

نتایج نظرسنجی ایرانپارسی

باقی ماجرا را خودتون قضاوت کنید از روی نمودار!

راستی در ایام نوروز هر روز به ایرانپارسی سر بزنید چون براتون سورپرایز دارم!

عیدتون هم مبارک!

نوشته شده توسط فواد.د در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 | موضوع: دست نوشته های من (خیلی جالب)
 مصاحبه با گلزار
"به نام خدا"

جدیدترین مصاحبه با محمد رضا گلزار (بعد از اکران توفیق اجباری)

golzar

‌شايد اين سوالي كليشه‌اي به نظر برسد، اما خيلي‌ها مي‌خواهند بدانند محمدرضا گلزار چه جور آدمي است؟ مي‌خواهم از خود شما بپرسم كه چه جور آدمي هستيد؟
- خب، اگر بخواهيد قضاوت درستي در مورد من داشته باشيد، ديگران بايد اين را بگويند. مثل كساني كه من را از نزديك مي‌شناسند، رابطه كاري يا شخصي با من داشته‌اند .

‌بدون تعارف من همواره با يك تصوير مثبت روبرو شده‌ام. از سوي كساني كه با شما ارتباط داشته‌اند، اما مي‌خواستم خود شما در اين باره بگوئيد.
من هم يك آدم ساده هستم. مثل همه و اگر تفاوتي در اين ميان باشد، به خاطر الطاف خاصي است كه خدا به من داشته است و به هر كسي هم يك جور تعلق مي‌گيرد. اين را بدون هيچگونه تظاهر يا شعاري مي‌گويم. من اعتقاد زيادي بر آن بالا (با دست به آسمان اشاره مي‌كند) دارم. اگر توفيقي هست حاصل لطف خداست. در هيچ خط ديگري هم نيستم. گاهي بعضي از دوستان از سر دلسوزي به من مي‌گويند اگر به فلان خط تمايل نشان بدهي يا با فلاني تماس بگيري بد نيست و با اين روابط موفق‌تر مي‌شوي و ... اما من هميشه در خط آن بالا هستم و جواب هم گرفته‌ام. از سعي و تلاش هم غافل نمي‌شوم. براي مردم و كساني كه به من ابراز محبت مي‌كنند علاقه و احترام بسياري قائل هستم. اگر جايگاهي در سينماي ايران داشته باشم، آن را تا حد زيادي مديون مردم و ابراز محبت بي‌دريغ آنها هستم. به همين خاطر جلب رضايت آنها برايم اهميت زيادي دارد، بنابراين سعي مي‌كنم هم روي پرده و هم در برخوردهاي واقعي زندگي آنها را راضي نگه دارم. اغلب فيلم‌هايم را هم در ميان مردم و سينما مي‌بينم.

‌اين مسئله براي شما موجب بروز مشكل نمي‌شود؟‌ چون هرچه آدم محبوبيت بيشتري داشته باشد، مردم هم انتظار بيشتري از او دارند. بنابراين بايد انرژي و وقت بيشتري را هم صرف آن كرد.
خب، چنين مسائلي جزء جدايي‌ناپذير حرفه ماست و بايد با آن كنار آمد. من هم سعي كردم تا حد امكان با آن كنار بيايم. چند سالي است كه بخشي از زندگي من شده است.

‌فكر مي‌كنم جالب باشد به نمونه‌هايي از آن اشاره كنيد؟
از اين اتفاق‌ها براي من در طول روز بسيار مي‌افتد كه شكل‌هاي مختلفي دارند و نمونه‌هايي از آن در فيلم <توفيق اجباري> هست. مثلاً گاهي اوقات كه قرار است سر صحنه فيلمي بروم، دير هم شده است، عجله دارم خودم را برسانم سر صحنه، چون يك گروه براي كار منتظر من هستند، سر چهارراه با ابراز محبت بعضي از علاقه‌مندانم روبرو مي‌شوم. مي‌‌ايستم و از آنها تشكر مي‌كنم. از من مي‌خواهند كه براي دوست و آشنايانشان امضا بدهم. يكي، دو تا، سه تا، ده تا، بيست تا و ... اگر بيست و يكمي را امضا نكني و بگويي ببخشيد من ديرم شده و گروه منتظر من هستند، طرف ناراحت مي‌شود و ... . اصولاً‌ من هميشه سعي مي‌كنم وقتي كسي به من ابراز محبت كرد، هر طور هست پاسخگوي اين محبت باشم. حالا هر چقدر هم دردسر ساز مي‌خواهد باشد. اين بذل توجه و ابراز علاقه دوطرفه است. من هم براي مردم ارزش و علاقه بسياري قائل هستم. اگر خدا خواسته وموفقيتي را در ميان مردم نصيب من كرده، به توسط همين مردم بوده است.

وقتي ما آمديم پيش شما، ديدم با حوصله جلوي دوربين عكاسي بوديد. احساس كردم دشوار است اين جور مورد توجه بودن، نه فقط در جلوي دوربين خبرنگاران و عكاسان، در ميان مردم، اينكه مدام آدم در معرض ديد باشد و به همين دليل آرامش و روال عادي زندگي آدم از دست برود.
درست است، اين مسئله سختي‌هاي خاص خودش را دارد، اما ديگر به آن عادت كرده‌ام و از اينكه مردم به كاري كه انجام مي دهم علاقه نشان مي دهند و آن را تأييد مي‌كنند، خوشحال مي‌شوم و خستگي از تنم بيرون مي‌رود. در واقع براي مردم تلاش مي‌كنيم، حالا هرچقدر اين توجه بيشتر باشد، حكايت از موفقيت بيشتر دارد و نبايد از آن ناراحت شد. انتظارات آنها را هم بايد در نظر گرفت، حتي اگر مشكلاتي را هم در پي داشته باشد. به خاطر ابراز لطف بسيار زيادي كه مردم نسبت به من دارند، براي آنها وقت زيادي مي گذارم. بيش از آنچه كه مي توانيد تصور كنيد، شايد از جمله بازيگراني باشم كه بيشترين انرژي و وقت را براي مردم اختصاص مي‌دهند. با وجود مشكلاتي كه وجود دارد، سعي مي كنم در ميان مردم باشم، با آنها فيلم هايم را تماشا كنم، در برنامه هاي مختلف شركت كنم، مخصوصاً اگر احساس كنم اين برنامه ها از شكل عام‌المنفعه برخوردارند. معمولاً در چنين مكان هايي به دليل حضور جمعيت توجهات آنها بيشتر نيز هست. سعي مي‌كنم باحوصله به سوالات آنها جواب بدهم و اين علاقه و ابراز محبت دو طرفه باشد. گاهي اوقات اين مسئله ساعت‌ها طول مي‌كشد. تا آنجا كه گنجايش و ظرفيت مقابله با خستگي را داشته باشم با آنها هستم، در حد توانم. مردم براي من بسيار عزيز هستند.

‌اگر موافق باشيد، به گذشته برويم. همه ما در دوران كودكي يا نوجواني ذهنيتي خاص در مورد آينده خود داريم. اينكه مي‌خواهيم چه كاري را در آينده دنبال كنيم. شما در آن زمان چه ذهنيتي در مورد آينده داشتيد؟‌
در آن زمان درس خواندن براي من در درجه اول اهميت بود. از آن بچه‌هايي بودم كه درس و مدرسه براين اولويت اول بود و جزو بچه‌هاي درسخوان مدرسه بودم. علاقه زيادي به دندان‌پزشكي داشتم، اما پدرم علاقه داشت در رشته مهندسي مكانيك كه خودش هم خوانده بود تحصيل كنم. قبل از ديپلم چند بار در كنكور شركت كردم و رشته‌هاي مختلفي مثل مترجمي زبان و مهندسي مكانيك (سيالات) قبول شدم. با اينكه رشته رياضي مي‌خواندم، سال آخر تغيير رشته دادم و رفتم رشته تجربي. اين هم به خاطر كنكور تجربي بود كه مي‌توانستم توسط آن دندان‌پزشكي را انتخاب كنم. اين سال مصادف شد با تغيير نظام آموزشي و ضرايب خاصي كه در نظر گرفتند. به همين خاطر نتوانستم در رشته دندان‌پزشكي قبول شوم. برگشتم به سراغ مهندسي مكانيك كه سال قبل از ديپلم قبول شده بودم و در اين رشته تحصيل كردم. رشته‌اي كه خب پدرم هم بيشتر آن را دوست داشت.

‌موسيقي از كجا وارد زندگي شما شد؟‌
به موسيقي از سال‌هاي دور علاقه‌مند بودم و در كنار درس و مدرسه به طور جدي آن را دنبال مي‌كردم. موسيقي براي من نوعي جستجو براي كسب آرامش بود. ساختن لحظات لطيف و دلنشيني كه هم مي‌توانست در خلوت من شكل بگيرد و بعدها هم مي‌توانستم با ارائه آن به مخاطبان، تجربه مشتركي در اين زمينه داشته باشم. موسيقي در سطح خود تجربه منحصربه فردي است كه تأثير عميقي بر ذهن و روحيه آدم مي‌گذارد. از سال‌ها قبل پيانو را در حد حرفه‌اي مي‌نواختم بعد از آن گيتار را تا سطح حرفه‌اي دنبال كردم. الان هم مدتي است مشغول كار با پركاشن هستم و وقت زيادي را پاي آن مي‌گذارم.

‌در مورد همكاري با گروه آريان حرف بزنيد.
گروه آريان براي من مثل كودكي بود كه خودم در تولد و رشد آن سهم داشتم.

‌شما هم جزو پايه‌ريزان گروه بوديد؟
بله، اين گروه با همكاري همه دوستاني كه در آن حضور داشتند، پايه‌ريزي شد و در زمان يك اتفاق مهم در موسيقي پاپ به حساب مي‌آمد. ما اولين كنسرت‌هايمان را در قشم و كيش برگزار كرديم. در آغاز راه بوديم، اما استقبال از آن غيرمنتظره و باورنكردني بود. ما كنسرت‌هايي را در چند روز پي در پي برگزار كرديم و هميشه هم سالن پر بود. چندين هزار نفر از آن استقبال كردند كه كار بي‌سابقه‌اي بود. هنوز هم فكر نمي‌كنم در ميان خوانندگان موسيقي پاپ كسان زيادي باشند كه بتوانند در چند روز پي‌درپي اين همه مخاطب را براي كنسرت خودشان بكشانند. همكاري با گروه آريان تجربه بسيار خوبي براي من بود و از آن بسيار راضي هستم. دوران خوبي را در كنار هم داشتيم.

چه شد كه به اين همكاري پايان داديد و از آن گروه جدا شديد؟
كار موسيقي به صورت حرفه‌اي نياز به وقت و انرژي زيادي دارد. برگزاري كنسرت‌هاي مختلف نياز به تمرين دارد. ضبط آهنگ‌هاي جديد و برنامه‌هاي مختلف نياز به اين داشت كه به طور كامل وقت خود را به اين مسئله اختصاص بدهم، اما بعد از اينكه كار سينما را آغاز كردم، سرم بسيار شلوغ شد. خود سينما هم وقت و انرژي زيادي را از من طلب مي‌كرد. براي مدتي هر دو كار را به طور موازي پيش بردم، اما رفته‌رفته احساس كردم كه ديگر امكان چنين مسئله‌اي وجود ندارد و بايد يكي را به نفع ديگري كنار بگذارم. اين شد كه با وجود علاقه‌اي كه به موسيقي داشتم، مجبور شدم از گروهي كه به آن علاقه زيادي داشتم و احساس مي‌كردم خودم آن را بزرگ كرده‌ام، كناره‌گيري كنم.

‌رابطه شما با سينما چگونه بود، منظورم زماني است كه هنوز وارد كار سينما نشده بوديد؟‌
اصلاً به بازيگري در سينما فكر نمي‌كردم. مشغول كار موسيقي بودم. به سينما علاقه داشتم، اما نه خيلي حرفه‌اي و پيگير. آن طور كه لازمه كار باشد. مثل همه مردم فيلم تماشا مي‌كردم. فيلم‌هاي مختلف و نسبت به آن شناختي كلي داشتم.

‌با توجه به اينكه اشاره كرديد به سينما آنقدر علاقه‌مند نبوديد، چه شد كه بازيگري را انتخاب كرديد؟ به عبارت ديگر از چه زماني سينما براي شما جدي شد؟
اشاره كردم، پيش از كار در سينما، خيلي به آن علاقه‌مند نبودم، مثل هر آدم ديگري كه فيلم مي‌بيند من هم به تماشاي فيلم علاقه‌ داشتم‌، اما نه به صورت حرفه‌اي كه بخش مهمي در زندگي من را به خود اختصاص بدهد. پيش از كار در سينما هم ذهنيتي در مورد آن نداشتم‌، اما پس از بازي در سينما و پيشنهادهايي كه پي‌درپي مي‌رسيد، وارد اين كار شد و رفته رفته جذب آن شدم. با هنر تازه‌اي آشنا شده‌ بودم كه افق‌هاي تازه‌اي را براي كار هنري پيش‌روي من قرار داده بود. از همان كارهاي نخست در سينما به آن علاقه‌مند شدم و سينما شد يكي از مهمترين علايق من در زندگي و خيلي جدي پيگير آن شدم. زماني هم كه تصميم گرفتم ميان فعاليت حرفه‌اي در موسيقي يا سينما يكي را انتخاب كنم، آن‌قدر به سينما علاقه‌مند شده بودم كه آن را انتخاب كنم. البته اين بدان معنا نبود كه موسيقي را بطور كامل كنار بگذارم. به هرحال موسيقي يكي از علايق مهم من در زندگي است،‌ درست است كه در اين سا‌ل‌ها تحت‌الشعاع عشق تازه‌ من يعني سينما قرار گرفته است.

‌گويا هنوز هم فعاليت‌هايي در زمينه موسيقي داريد؟
بله من گروه تازه‌اي را ترتيب داده‌ام به نام داركوب كه در كنار سينما تا اندازه‌اي، فكر و وقت مرا به خود اختصاص داده است وقتي به فكر راه‌اندازي يك گروه تازه موسيقي افتادم، تصميم گرفتم كه به دنبال ارائه كار تازه‌اي باشم، با آنچه اين روزها شاهدش هستيم تفاوت‌هاي زيادي داشته‌ باشد. به همين لحاظ فكر مي‌كنم مخاطبان اين گروه با كاري تازه روبرو خواهند شد. گروه داركوب يك گروه پركاشن بند است بدون خواننده، و موسيقي‌اي كه ما در اين گروه ارائه مي‌كنيم تلفيقي است از موسيقي آفريقايي و موسيقي جنوب ايران. تصور من اين است كه با استقبال خوبي هم از سوي علاقه‌مندان موسيقي روبرو شود. با وجود اينكه ما در اين گروه خواننده به معناي متعارف آن نداريم. چند نوازنده با ساز‌هاي مختلف هستيم و يك نفر كه كارآوايي انجام مي‌دهد.

‌ظاهراً قصد ارائه يك كنسرت داشتيد كه منتفي شد؟
نه منتفي نشده و به تعويق افتاده است. كنسرت ما مجوز دريافت كرده، مجوز مكان را هم در دست داريم. قرار بود اين موسيقي را در سالن انديشه حوزه هنري اجرا كنيم و براي چند شب هم برنامه داشتيم. نزديك هفت هزار بليت هم فروش داشت تا مرحله چك سوند هم پيش رفته بوديم‌، اما در آخرين لحظه به ما اعلام كردند كه كنسرت برگزار نخواهد شد. بعد از آن تصميم گرفتم آن را در سالن وزارت كشور اجرا كنم، اما سالن براي آن زماني كه ما مورد نظر داشتيم‌، اجاره شده بود. الان دنبال سالن ديگري هستيم كه همين تعداد گنجايش را داشته باشد.

‌برگرديم به دنياي سينما. درباره شروع فعاليت‌هاي سينمايي شما، حرف‌ و حديث‌هاي فراواني وجود دارد، كه برخي از آنها هم مغرضانه هستند. فكر مي‌كنم بد نباشد خود شما در اين باره توضيح بدهيد؟ به خاطر دارم شما پيش از بازيگري در سينما هم چهره شناخته شده‌اي بوديد. حتي بيشتر از خواننده‌هاي گروه آريان كه خب بايد به دليل نوع كارشان بيشتر توي چشم باشند.
(مي‌خندد) خب اظهارنظرها مغرضانه از لطف بعضي عزيزان است و من هم ديگر به آن عادت كرده‌ام. درست است به دليل ابراز لطف مردم و موفقيتي كه گروه آريان داشت در همان زمان هم مردم مرا از محبت خود بهره‌‌مند مي‌ساختند. من اصلاً برنامه‌اي براي بازيگري در سينما نداشتم و خود سينما هم اولويتي براي من به حساب نمي‌آمد. بازيگري من در سينما خيلي اتفاقي و ناخواسته پيش آمد. فروردين ماه 1379 سفري رفته بودم به شمال كشور كه به طور اتفاقي آنجا در يك رستوران ايرج قادري را ديدم. بواسطه آشنايي با فيلم‌ها و احترامي كه براي ايشان قائل بودم، نزدشان رفتم و خودم را معرفي كردم و از ايشان دعوت كردم كه در كنسرت ما كه 10 روز بعد برگزار مي‌شد، شركت كنند. قادري در همان‌جا به من پيشنهاد بازيگري در فيلمي را داد كه تصميم داشت جلوي دوربين ببرد. اين پيشنهاد براي من خيلي غيرمنتظره بود. به ايشان گفتم برنامه‌اي براي بازيگري ندارم و با اين مقوله نيز آشنا نيستم، كار من چيز ديگري است. اما قادري اشاره كرد كه براي فيلم خود مي‌خواهد از چهره‌هاي جوان و تازه‌اي استفاده كند و هنگامي كه با عدم تمايل من روبرو شد، پيشنهاد كرد كه من روي اين مسئله فكر كنم و بعد جواب بدهم. 10 روز بعد، هنگام برگزاري كنسرت، ايشان نيز در سالن بودند و در مورد پيشنهادي كه داده بودند، سوال كردند. چند باري هم به دفتر ايشان رفتم و سرانجام با وجود ترديدي كه براي بازيگري در سينما داشتم به دليل اينكه ايشان به عنوان يك پيشكسوت سينما، اعتبار حرفه‌اي زيادي دارند، قرارداد بستم. يك ميليون تومان براي <سام و نرگس> دستمزد گرفتم كه در زمان خودش براي كار اول رقم خوبي بود. حالا كه فكر مي‌كنم، به نظرم اين خواست خدا بود كه خيلي اتفاقي آن روز در شمال مرا با قادري روبرو كرد و مسير تازه‌اي را در زندگي پيش روي من گذاشت و از ايشان نيز قلباً ممنون هستم.

‌از اولين تجربه خود در مقابل دوربين بگوييد، معمولاً چنين شرايطي براي كسي كه تا به حال جلوي دوربين نرفته، دشواري‌هاي خاص خود را دارد.
به شدت هيجان‌زده بودم. كمي هم ترسيده بودم. كاري انجام مي‌دادم كه تجربه‌اي راجع به آن نداشتم اين هيجان هم طبيعي بود. از طرفي اولين صحنه‌اي هم كه قرار بود بازي كنم صحنه دشواري بود. در چنين مواردي اغلب فيلمسازان سعي مي‌كنند براي آشنايي بازيگر با كار ابتدا صحنه‌هاي راحتي را مثل صحنه‌هاي خارجي، لانگ شات در خيابان، راه رفتن و نظاير آن را بگيرند. بعضي از فيلمسازان حتي با بازيگران داراي تجربه نيز براي آشنايي بيشتر با يكديگر از چنين صحنه‌هايي آغاز مي‌كنند، هر كارگرداني به هرحال شيوه كار خودش را دارد‌، اما چنين صحنه‌هايي به خصوص براي كسي كه نخستين‌بار جلوي دوربين مي‌رود، خيلي كمك مي‌كند و از هيجان و احياناً ترسي كه دارد تا حد زيادي مي‌كاهد، اما به هنگام كار با قادري در سام و نرگس خوب يادم هست كه با اين صحنه كار آغاز شد كه من بايد مي‌دويدم داخل حياط خانه و دو نفر را كه با هم درگير بودند، جدا كرده و چند ديالوگ هم مي‌گفتم. جالب اينكه كاشي‌هاي كف حياط هم شيارهايي داشت كه پاي آدم بين آنها گير مي‌كرد و بايد مواظب بودم كه پايم داخل اين شيارها نرود. هيجان زيادي داشتم‌، اما به خودم قوت قلب دادم. به هر حال اين صحنه را گرفتند. فكر مي‌كنم حاصل كار هم چندان خوب نبود.

‌اين صحنه را تكرار كردند؟
نه ظاهراً قادري به آنچه در نظر داشت رسيده بود، چرا كه وقتي كات كرد، گفت: <خيلي خوب بود، متشكرم> و بعد رفت سراغ صحنه بعد.

‌به نظر مي‌رسد در ابتداي دوران بازيگري‌تان آن حساسيت لازم را در گزينش نقش‌ها نداشتيد. اگر از موارد استثناء بگذريم، آثاري ديده مي‌شوند كه نه تنها حرفي براي گفتن نداشته‌اند، بلكه حتي مي‌توانسته‌اند به آتيه هر بازيگري لطمه بزنند.
در ابتداي فعاليت من در سينما، هنوز با برخي افراد آشنا نبودم. بنابراين وقتي به من مي‌گفتند فلان كارگردان دستيار يكي از شاخص‌ترين فيلمسازان سينماي ايران بوده و قصد انجام كاري متفاوت دارد كه قرار است به جشنواره‌هاي خارجي فرستاده شود و جايزه بگيرد و ... . با چنين فرضي به تصور اينكه در فيلمي ارزشمند همكاري خواهم داشت، مي‌پذيرفتم يا وقتي مي‌گفتند قرار است نقش متفاوت و تازه‌اي به من بدهند، با مو‌هاي كوتاه، روي ويلچر و... با توجه به چنين توصيه‌ها و به تصور انجام كاري كه در نهايت فيلم خوبي خواهد شد مي‌پذيرفتم. هر چند كه قبول دارم در پاره‌اي موارد آنگونه كه بايد با دقت پيشنهادهايي كه به من مي‌شد را بررسي نكرده‌ام. من از فضايي ديگر وارد حيطه تازه‌اي به نام سينما شده بودم كه زمان مي‌برد تا با آن حيطه و افرادي كه در آن فعاليت مي‌كنند، آشنا شوم.

‌اما در سال‌هاي اخير هم گاهي اوقات با چنين انتخاب‌هايي در كارنامه شما روبرو بوده‌ايم؟
ببينيد هيچ بازيگري دوست ندارد در فيلمي كار كند كه سطح پاييني داشته باشد. همانطور كه گفتم گاهي اوقات انتظاراتي كه بازيگر نسبت به كيفيت فيلم دارد، درست از كار درنمي‌آيد. اين مسئله در مورد من هم مصداق پيدا مي‌كند، به‌خصوص در مورد فيلم‌هايي كه در سال‌هاي اخير بازي كرده‌ام. همه ما سعي خود را مي‌كنيم تا فيلم خوب باشد، چه كسي را سراغ داريد كه نخواهد فيلم‌هاي باكيفيت كار كند. به هر حال من به عنوان بازيگر به سهم خودم حتي در فيلم‌هايي كه حين كار احساس ‌كرده‌ام فيلم خوبي نخواهند شد، تمام سعي خودم را به كار مي‌بردم‌، اما به هرحال همانطور كه شما هم مي‌دانيد سينما يك كار گروهي است كه خوب يا بد بودن كار عوامل گروه روي يكديگر تأثير مي‌گذارد.

نوشته شده توسط فواد.د در سه شنبه نهم بهمن 1386 | موضوع: سینما
 اتومبیل اشخاص مشهور
"به نام خدا"

سلام. امروز براتون ماشین اشخاص مشهور کشورمان را گذاشتم. این ها حاصل تلاش یکی از خبرنگاران عزیز کشورمان است:

1- محمدرضا گلزار --- BMW

2- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد

3- تهمینه میلانی --– پرادو

4- مسعود ده نمکی --– پژو 206

5- پرویز پرستویی –-- پرشیا

6- بهرام رادان --– لندکروزر

7- پوریا پورسرخ --– پاترول

8- علی لهراسبی --– پرادو

9- کامبیز دیرباز –-- کوراندو

10- محمد اصفهانی --– تویوتا کمری و سوناتا و پژو 405

11- سید جواد هاشمی --– آزرا

12- فیروز کریمی –-- آزرا

13- امین حیایی –-- رنج رور

14- نفیسه روشن –-- رنو PK

15- حسین رضازاده –-- ماکسیما

16-رضا رشیدپور --– تویوتا کمری

17- محمدرضا فروتن --– پژو 206

18- نیکی کریمی –-- پاترول

19- شهاب حسینی --– ریو

20- محمود شهریاری --– ماکیسما و ماتیز

21- طناز طباطبایی --– اپل کورسا

22- امین تارخ --– پرادو

23- مهدی سلوکی –-- پرشیا

24- حمید گودرزی --– سانتافه

25- حسن پورشیرازی –-- مگان

26- حامد کمیلی –-- پاترول

27- حمیدرضا پگاه –-- پژو 206

28- حسین رفیعی –-- رونیز

29- رضا صادقی --- پژو 206

30- سعید راد --- کوراندو

31- زیبا بروفه --- پژو 206

32- حسن جوهرچی --- پژو 206

34- علی نصیریان --– ورنا

35- پانته آ بهرام --- پراید

36- مریلا زارعی --- سمند

37- رضا کیانیان --- پاترول

38- کاوه سماک باشی --- پرشیا

39- امیر نوری --- پرشیا

40- ابوالفضل پورعرب --- پرشیا

41- امیر تاجیک --- زانتیا

42- جواد رضویان --- سوزوکی و پژو 206

43- رامتین خداپناهی --- پژو 206

44- امیر جعفری --- پرادو

45- مجتبی کبیری --- پرشیا

46- علیرضا دبیر --- پژو 206

47- علی دایی --- بنز و پرادو

48- نیوشا ضیغمی --- پژو 206

49- باران کوثری --- سمند

50- احسان خواجه امیری --- مزدا 323

51- شاهین آرین --– سوناتا

52- اشکان خطیبی --- پژو 206

53- حمید لولایی --- دوو سی یلو

54- مهران مدیری --- پرادو

55- حمید عسگری --- GEN2


56- بروز ارجمند --- مزدا 323

57- مسعود روشن پژوه --- پرادو

58- حسام الدین سراج --- پژو 206

59- بهروز افخمی --– پژو 405

60- احمدرضادرویش --- پژو 405

61- محمد سلوکی --- پژو 405

62- احسان علیخانی --- پژو 405

63- مسعود کیمیایی --- پاترول

64- مجید اخشابی --- پرشیا

65- قاسم اقشار --- ماکسیما

66- جمشید مشایخی --- پژو 405

67- رضا عطاران --- پژو 206

68- مجید صالحی –-- پرشیا

69- محمد نصرتی --– ماکسیما

70- ایرج نوذری –-- پژو 206

71- مریم کاویانی --- پژو 206

72- علیرضا نیکبخت واحدی --- BMW

73- نگار فروزنده --- دوو سی یلو

74- شیث رضایی --- بنز

75- سپند امیرسلیمانی --- پژو 206

76- عاطفه نوری --- ماتیز

77- مهسا کرامتی --- پراید

78- مهدی مقدم--- دوو سی یلو

79- عبدالرضا اکبری --- پژو 206

80- علیرضا خمسه --- مزدا 323

81- عادل فردوسی پور --- زانتیا

82- گلشیفته فراهانی --- پرادو

83- بهزاد فراهانی --- پژو 405

84- جهانگیر کوثری --- پرشیا

85- رخشان بنی اعتماد --- ماتیز

86- مهتاب کرامتی --- پژو 206

87- اکبر عبدی --- گل

88- سیروس مقدم --- پژو 206

89- حسین یاری --- تویوتا کمری

90- خسرو شکیبایی --- پژو 206

91- آرام جعفری --- پژو 206

92- یکتا ناصر --- پژو 206

93- حسام نواب صفوی --- مگان

94- مهدی امینی خواه --- پژو 206

95- فرزانه کابلی --- پژو 206

96- لیلا اوتادی --- دوو سی یلو

97- حمید ماهی صفت --- اپل کورسا

98- فرزاد حسنی --- ماشین ندارد

99- افشین قطبی --- سوزوکی

100- ناصر حجازی --- سوزوکی

101- علی پروین --- ماکسیما

102- امیر قلعه نوعی --- بنز و پژو 405

نوشته شده توسط فواد.د در سه شنبه یازدهم دی 1386 | موضوع: دست نوشته های من (خیلی جالب)
 ما انسان های بی وفا...

"به نام خدا"

آیا می دانید چرا خداوند شیطان را از درگاه خود راند و برای همیشه او را طرد کرد؟

چون فرمان خدا را برای سجده ی انسان اطاعت نکرد.

اما بی وفایی برخی آدمیان را بنگر که از خدا رو می گردانند و حلقه ی بندگی شیطان به گردن می آویزند!

رسول خدا(ص) می فرماید: خداوند به چنین انسان هایی خطاب می کند:

من به خاطر تو شیطان را طرد کردم اما تو او را دوست خود گرفتی و به اطاعت او درآمدی؟!

نوشته شده توسط فواد.د در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 | موضوع: دست نوشته های من (خیلی جالب)
 بیوگرافی سروش لشکری متخلص به هیچکس
"به نام خدا"

سلام. این بار بیوگرافی سروش لشکری(هیچکس) پدر رپ فارس را گذاشتم امیدوارم لذت ببرید:

هیچکس

"به نام خدا"

نام و نام خوانوادگی:سروش لشکری

تاریخ تولد: ۱۶/۲/۱۳۶۴ تخلص هنری:هیچکس تحصیلات:دانشجوی مترجمی زبان

وی اهل میدان ونک در تهران است.

یکی از اولین رپرهای ایران است.او ۰۲۱ را برای معرفی رپرهای تهرانی در ۵ سال پیش درست کرد.او از سه رقم کد تلفن شهر تهران برای اسم این گروه استفاده کرد و آن را تبدیل به یک سمبل برای شهر تهران در رپ کرد. آهنگ های اول هیچکس

به زبان انگلیسی و درباره ی مشکلات اجتماعی در ایران بود. بعد از آن تصمیم گرفت به زبان فارسی رپ کند زیرا بهتر می توانست احساسات خود را بیان کند.بعد از خواندن چند آهنگ هیچکس

شروع به تجربه کردن سبک های مختلف در رپ کرد.همانطور که می بینید او هم اکنون در هر اهنگ خود یک نوآوری دارد.او از سازهای ایرانی مثل سه تار درآهنگ هایش استفاده کرد و همچنین همکاری او با ریویل برای تلفیق رپ فارسی با رپ غربی یکی از نوآوری های او در رپ فارسی بود. هیچکس

همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. طبق شایعتی که ما شنیدیم وضع مالی او آن قدر خوب است که به قول معروف پولش از پارو بالا می رود(البته این را باید مدیون وضع مالی پدرش باشد!)با این حال او هیچوقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است. هیچکس

هم اکنون بر روی آهنگهای جدید خود کار می کند که برای سال آینده آماده می شوند.سروش لشکری چندی پیش اولین آلبوم موسیقی رپ خودش تحت عنوان جنگل آسفالت را ارائه داد.همچنین هیچکس پیش از تدارک آلبوم جنگل آسفالت بیش از ۱۰ ترانه رپ به زبان فارسی منتشر کرده‌است. مهدیار آقاجانی نام آهنگساز ترانه‌های هیچکس در آلبوم جنگل آسفالت است. سروش لشکری در آهنگهایی که می‌خواند مدام تاکید شدیدی بر وجود خون آریائی در رگ‌هایش می‌کند و همچنین برای خودش از القابی نظیر : طیب و پدر خوانده و پدر رپ فارسی استفاده می‌کند.همچنین در آهنگهایش از وجود لات‌های بی‌خطر در زندان صحبت می‌کند.

چندی پیش شایعی بود مبنب بر اینکه هیچکس قبل از آنکه رپر شود عضو فعال بسیج بوده ولی خودش در مصاحبه با بی.بی.سی این شایعه را رد کرد.

در ضمن یاد آور می شوم که نام سروش لشکری(هیچکس) به عنوان اولین رپر فارس در دائره المعارف ویکیپدیا ثبت شده است.

* دوستان عزیز ایرانپارسی جز معدود سایت هایی است که ایمیل(ID) و شماره موبایل هیچکس را در اختیار بازدید کنندگانش قرار داده:

hiChkas_021@yahoo.com :ایمیل

09123045650 :شماره ی موبایل هیچکس

نوشته شده توسط فواد.د در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 | موضوع: زندگینامه ی خوانندگان